پدر که باشیدر کتابی جایی نداریو هیچ جایی زیر پایت نیستبی منت از این غریبه گی هایت می گذری تا پدر باشی پشت خنده هایت فقط سکوت می کنیپدر که باشی به جرم پدر بودنت حکم همیشه دویدن را برایت بریده اندبی هیچ اعتراضی به حکم ،فقط می دوی ودر تنهایی ات نفسی تازه میکنیپدر که باشی پیر نمیشویولی یک روز بی خبر تمام می شوی و پشت ها را خالی می کنیبا تمام شدنتحس آرامش را بعد از عمری تجربه کنی..پدر که باشی در بهشتی که زیر پای تو نبود هم دلهره هایت را مرور می کنی..دلنوشت :فرزند خوبی نیستماما دعام کن بابا .
برچسب:
نویسنده: آتنا نوروزی
تاريخ: دوشنبه
17 بهمن
1401 ساعت: 16:47